تبلیغات
متن‌هایی برای گذار نظری - محمود عبادیان برای ما
19 فروردین 92

محمود عبادیان برای ما

   نوشته شده توسط: روزبه آقاجری    نوع مطلب :نقد کتاب / فیلم ،

محمود عبادیان ترجمه‌ای کوچک و پرمغز دارد با عنوان سقراط؛ کتابی که آموزشگر نگاه انتقادی سقراطی است. ترجمه این کتاب نشان می‌دهد که محمود عبادیان چقدر ظریفانه‌ ترجمه‌هایش را انتخاب می‌کرد. البته عبادیان بیشتر مدرس فلسفه بود، تا مترجم و همین سبب می‌شد که معلمانه ترجمه کند نه مترجمانه.

سال 82 یا 83 بود. در جمع عمومی دانشجویی در دانشگاه چمران اهواز ـ با توجه به اینکه هگل‌شناس بود ـ از او درباره بحثی پرسیدم که درباره ترجمه آثار هگل در گرفته بود: یک سوی آن خانمی به نام زیبا جبلی و سوی دیگر آن، کسانی مانند مراد فرهادپور و امید مهرگان. به او گفتم شما چه نگاهی به ترجمه‌های خانم جبلی دارید؟ و آیا این ترجمه‌ها ارزش خواندن دارند؟ او در پاسخ داوری خود را نگفت و گفت: باید همه آن‌ها را بخوانید و سپس درباره‌شان داوری کنید.

این حرف را جواب سربالای یک استاد فلسفه فرض کردم اما چندی بعد که با کارهایش آشناتر شدم، پی بردم که نگاهِ او به کار «فکری» فلسفی آن‌چنان جدی است که به خود اجازه نمی‌دهد بدون بررسی‌ای کامل و جامع، درباره حتا ترجمه اثری فلسفی داوری کند.

شاگرد لوکاچ که همیشه با این عنوان محتاطانه برخورد می‌کرد و رضایتی از آن نداشت، تنها آن زمان که ترجمه‌های جبلی در آمدند، ترجمه‌های دیگر چاپ شدند و باقر پرهام پدیدارشناسی جان را منتشر کرد، به فکر افتاد که حاشیه‌نویسی/ترجمه خود از پدیدارشناسی را منتشر کند.

او در سنتی آموزش دیده بود که بیش از چاپلوسی‌های فخرفروشانه، کار نظری جدی نظرش را جلب می‌کرد و به همین دلیل بود که در همان مراسم در دانشگاه چمران، در برابر فضل‌فروشی جاهلانه جوان بیست‌ویک ساله مغروری موضع گرفت و شدیداً عصبانی شد.

اما بیش از اینها، باید به ترجمه کتابی اشاره کرد که فکر می‌کنم از کارهای مهم زندگی او بود. ترجمه کتاب کارل کوسیک فیلسوف چک که با عنوان دیالکتیک انضمامی بودن؛ بررسی در مسئله جهان و انسان منتشرش کرد؛ اثری مهم با ترجمه‌ای درست اما نادقیق. این نادقیق‌بودن را در نوشته‌ای شرح خواهم داد و افسوس که خود استاد آن را نخواهند دید؛ کاری که فکر کنم بیش از همه خود او را شادمان می‌کرد.

سنتی که استاد عبادیان از آن بر آمد، سنت کار سخت، پی‌گیر و همه‌جانبه در همه لحظات زندگی و تا زمانی که مرگ در رسد، بود؛ سنت فیلسوفان مدرن‌ با اسطوره‌های خاص‌شان در پشتکار و تلاش بی‌پایان نظری.

استاد عبادیان شاید مانند بسیاری دیگر اسم‌ورسم‌دار نباشد اما بیش از هر چیز آموزشگر نگاهی خاص به کار نظری پی‌گیر و انتقادی بود (و من که شاگردش نبودم، آن را در کتاب‌ها و نوشته‌های او یافتم)؛ نگاهی که پا می‌فشرد: «راه خود در پیش گیر و بگذار مردمان هر چه می‌خواهند بگویند».

سنگینی مرگ نابهنگام این مرد بزرگ، همواره خواهد بود. 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر