تبلیغات
متن‌هایی برای گذار نظری - اودیسه‌ی نظریه‌ی اجتماعی در سده‌ی بیستم

نظریه‌ی اجتماعی همواره در تقاطعِ سویه‌ی دانشگاهی و سویه‌ی نادانشگاهیِ خود بالیده است (و باید روشن باشد که نظریه‌ی اجتماعی هم مقدم و گسترده‌تر از جامعه‌شناسی است). اما این همه‌ی تصویر نیست. رویدادها و شرایطِ اجتماعی‌تاریخی نیز دایره‌ی امکانات و افق‌های نظریه‌ی اجتماعی (چه دانشگاهی، چه نادانشگاهی) را تعیین کرده است. حال، می‌ماند تاریخی پرفرازونشیب که پیش‌رَوی‌های و بازیابی‌های خودش را داشته است. اگر دغدغه‌ی ’علم‌‘بودن و ’علم‘شدن در جامعه‌شناسیِ آکادمیک آغازِ سده‌ی بیستم (چه در اروپا و چه در امریکا) دورکیمِ آلمانی را به نگرشی فاکت‌وار به واقعیتِ اجتماعی کشاند، سنتِ امریکایی جامعه‌شناسی با پوزیتیویسمِ آماری و شاخص‌محور به این خواست پاسخ داد. وبر و پارسونز در این میان چهره‌هایی ناهمگون اند؛ یکی بسط‌دهنده‌ی رویکردی هرمنوتیکی (و تفهمی) و دیگری شکل‌دهنده‌ی نگرشی سیستمی به جهانِ اجتماعی، اما هم ارزش‌خنثاییِ علمیِ وبری و هم کارکردگرایی پارسونزی برآمده از میل به بررسیِ ’علم‘ی واقعیت اجتماعی اند. 

در بیرون از آکادمی هم کم‌وبیش همین داستان برقرار است، مارکسیسم (چه تکامل‌گرا نزدِ کائوتسکی و سوسیال‌دموکرات‌های آلمانی و چه انقلابی نزدِ لنین و گرامشی) همین میلِ بی‌دریغ به ’علم‘ی‌بودن را نه تنها حفظ می‌کند بلکه به‌شدت گسترش می‌دهد.

دورانِ جنگ‌های جهانی دورانِ تثبیت است؛ رسوبِ کردوکارهای نظریِ سه دهه‌ی آغازین سده‌ی بیستم در آکادمی و بیرون از آکادمی آن‌ هم زیر سایه‌ی همواره‌ی پوزیتیویسم. بی‌شک در همین دوران ـ اگر آن را تا میانه‌ی دهه‌ی 40 میلادی بسط دهیم ـ می‌توانیم رگه‌هایی از رویکردهای انتقادی‌تر به نظریه‌ی اجتماعی را باز یابیم و می‌بینیم که در اروپا این رویکردها نیرومندتر اند تا در میان جامعه‌شناسی امریکایی: در اروپا چهره‌هایی مانندِ لوکاچ و کُرش در میانِ سنتِ مارکسی ِ نادانشگاهی و فرانکفورتی‌ها در میانِ سنتِ دانشگاهیِ نظریه‌ی اجتماعی اروپایی و کسی مانندِ میلز در آکادمیِ امریکایی.

دهه‌ی پنجاه و شصت میلادی، دهه‌ی چرخش‌ها و نقطه‌ی عطف‌ها است: دوران بحران در نظریه‌ی اجتماعی آغاز می‌شود. ساختارگرایی چنان آکادمی و ناآکادمی را در نوردید که به‌سادگی می‌توان از «دهه‌ی ساختارگرایی» سخن گفت اما گویا ساختارگرایی این وظیفه‌ی تاریخی را داشت که میانجی‌ای رفع‌شونده برای گذار به دهه‌های 70 و 80 و برآمدنِ پساساختارگرایی باشیم، چیزی که دستِ کم از نظرِ زمانی، بیش از ساختارگرایی دوام آورده است. ساختارگرایی همه‌ی آن‌ گزاره‌های بنیادیِ نظریه‌ی اجتماعی را در رویکردهای متمایزِ پیشاجنگ طرح شده بود، هم صوری‌ کرد (formalize) و هم تا حدومرزهای ممکنِ منطقی و تاریخی‌شان بسط داد.

آن‌چه پساساختارگرایی می‌خوانیم چیزی نیست جز تلاشِ نظری برای حل‌ورفعِ تناقض‌هایی که ساختارگرایی ـ از طریقِ تحققِ تام‌وتمامِ خود ـ بر آفتاب افکنده بود. حال آرام‌آرام به جایی از داستان نظریه‌ی اجتماعی می‌رسیم که چهره‌ها آشناتر می‌شوند و بیش از گذشته، سویه‌های آکادمیک و ناآکادمیکِ نظریه‌ی اجتماعی در هم می‌آمیزند. روندهای نظریِ آلتوسرزدایی و پارسونززدایی (de-parsonizing) در جامعه‌شناسی امریکایی، برآمدنِ چهره‌هایی مانندِ فوکو، استوارت هال، لکان، شکل‌گیری و عروجِ رویکردهای سوژه‌محور به واقعیتِ اجتماعی (برگر و لومان و حتا وینچ) همه و همه خبر از دگرگونی‌های اساسیِ پارادایمی در نظریه‌ی اجتماعی می‌داد. البته در همین‌جا باید به نقدهای درون‌ماندگار به ساختارگرایی نیز اشاره کرد که مشخصاً در کار گیدنز و بوردیو تجلی یافته است.

اگر بخواهیم باز هم از تِرم‌های کوهنی کمک بگیریم، اکنون یعنی در دهه‌ی دوم سده‌ی بیست‌ویکم آرام‌آرام داریم از دوران تثبیتِ پساساختارگرایی به دورانِ بحرانِ آن عبور می‌کنیم. اما هنوز هم آن، پارادایمِ حاکم است و می‌شود حدس زد تا دهه‌ای دیگر واقعیتِ اجتماعی را از دریچه‌ی رویکردهای متمایز پساساختارگرایانه ببینیم.

بی‌شک آن‌چه در این‌جا به شکلی کلی بیان شد، به‌شکلی جزئی‌تر و دقیق‌تر و با ارجاعِ بیشتر به دگرگونی‌های رویکردی ـ چه در آکادمی چه در فضای فکریِ ناآکادمی ـ در مقاله‌ی آینده‌ی نظریه‌ی اجتماعی استفان ترنر آمده است. اما نقدی که به مقاله ترنر می‌توان وارد دانست این است که در هنگامِ بحث درباره‌ی جریان‌های امروزین مؤثر بر نظریه‌ی اجتماعی مشخصاً از چارچوبِ رویکردهای حاکم بر آکادمی فراتر نمی‌رود و از آن‌ها چنان سخن می‌گوید که گویا اگر دگرگونی‌ای نیز ممکن باشد، به‌شکلی درون‌ماندگار از دگرگونی در این جریان‌های حاکم پدید خواهد آمد. او با پیش‌فرض‌های نظریِ بیان‌نشده‌ای به رویکردهای کنونی و امروزین نظریه‌ی اجتماعی می‌پردازد. 



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر