تبلیغات
متن‌هایی برای گذار نظری - بوردیو، مارکس و باقی ماجرا
1 آذر 94

بوردیو، مارکس و باقی ماجرا

   نوشته شده توسط: روزبه آقاجری    نوع مطلب :فرهنگی/اجتماعی ،

اگر بخواهم با گزاره‌ای مناقشه‌برانگیز آغاز کنم باید بگویم که کارِ نظریِ بوردیو را می‌توان بسط و واکاویِ تا سرحد ممکن جزئی، دقیق و فرارونده‌ی جمله‌ای از مارکس دانست که در بندهای آغازین هجدهم برومر لوئی بناپارت آمده است: «آدمیان هستند که تاریخ خود را می‌سازند ولی نه آن‌گونه که دلشان می‌خواهد، با در شرایطی که خود انتخاب کرده باشند؛ بلکه در شرایطِ داده‌شده‌ای که میراث گذشته است و خودِ آنان به‌طورِ مستقیم با آن درگیر اند».[1] بوردیو دستِ کم در کارهای اصلی‌ و شناخته‌شده‌اش مانندِ تمایز[2] و انسان آکادمیک [3] بیشتر به آن شرایط نادلخواه و انتخاب‌نشده‌ای می‌پردازد که آدمیان «به‌طور مستقیم با آن درگیر اند» درحالی که در سلطه‌ی نرینه[4] هم آن شرایط را مد نظر دارد و هم به این موضوع توجه می‌کند که آن شرایط تا چه اندازه «میراث گذشته» اند. نظریه‌ی کنش[5] و کلِ کارهای ژورنالیستی و اکتیویستی او را می‌توان ذیل باور عمیق و یکتای او به این دانست که «آدمیان هستند که تاریخ خود را می‌سازند». اما آن‌چه بوردیو به‌ویژه فراتر از این جمله‌ی مارکس به نظریه‌ی اجتماعی افزود این بود که در تمامی این روند این‌که انسان‌ها چگونه به کنشِ خود و شرایطِ خود ’می‌اندیشند‘ یعنی آن‌چنان که خود را چونان موجودی فرهنگی درک می‌کنند و باز می‌شناسند، اهمیتی نظری و عملیِ برجسته‌ای دارد و البته در جای‌جای کلِ آثار او نقشی محوری دارد. این‌که تا چه اندازه در به‌دست‌دادنِ تبیینی درست از مسئله‌ی بنیادی گفتاوردِ مارکس (یعنی مسئله‌ی عاملیت/ساختار) موفق بوده است، پرسشی جداگانه است اما نکته‌ی مهم این است که دقیقاً توانسته است صورت‌بندی‌ای ازنظرِ تبیینی کارا از فرایندهای بازتولید (reproduction) و دگرگونی (transformation) به دست دهد.

بوردیو برای تبیینِ اولی جهانِ اجتماعی را متشکل از میدان (field)هایی می‌داند که عرصه‌ی شکل‌گیری و مبادله‌ی سرمایه‌هایی برای سوژه‌ها (نه صرفاً افراد) و بالتبع جایی «کم‌وبیش مستقل» هستند که «مبارزات طبقاتی در آن‌ها جریان دارد» (بون‌ویتز، 1390: 73). هر سوژه (یا فرد) که از منظر بوردیو آنرا باید به صورتِ ’اجتماعاًمتعیِّن‘ فهمید، با توجه به جایگاهِ ساختاریِ «رابطه‌ای» خود که کسب (از طریق مبارزه) یا حمل می‌کند، سهمی از سرمایه‌ها(ی فرهنگی، اجتماعی، نمادین و اقتصادی) می‌برد و سهمی نیز در تولید و بازتولیدِ آن‌ها دارد. پایگانی‌شدنِ جامعه به میزانِ سهمی بستگی دارد که هر فرد از این سرمایه‌ها برده است یعنی به «حجم و ساختار» (همان: 68) یعنی بُعدِ عمودی و افقیِ این سرمایه‌ها برای هر فرد. از سوی دیگر همین «انواع سرمایه‌ها باعث ساختارمندشدن فضای اجتماعی می‌شوند» (همان: 67). میدان‌ها تاریخی دارند و به همین دلیل، همواره در حال دگرگونی اند. فردِ اجتماعاًمتعیِّن در جایگاهِ ساختاری‌اش، مناسبات (روابط) و ساختارها را بازتولید می‌کند (عادت‌واره، قاعده، استراتژی‌ها، نقش مدرسه و...) و در جایگاهِ سوبژکتیوش دست به دگرگونیِ آن‌ها می‌زند ( البته ـ و هیچ‌کس بیش از بوردیو نمی‌تواند به این موضوع معترف باشد که ـ «نه آن‌گونه که دلشان می‌خواهد، با در شرایطی که خود انتخاب کرده باشند».

رویکردِ بوردیو ساختارگرایانه نیست و آن را باید نقدی درون‌ماندگار به ساختارگراییِ حاکم با درهم‌آمیزیِ خلاقانه‌ی مارکس و وبر و فرارفتن از آن‌ها درک کرد.

 

 

پی‌نوشت ++++++++++++++++++++++++++

[1] مارکس، کارل (1379)؛ هجدهم برومر لوئی بناپارت؛ مترجم باقر پرهام؛ تهران؛ چاپ سوم؛ نشر مرکز. البته آن‌چه درباره‌ی کار نظریِ بوردیو و رابطه‌ی آن با این‌ جمله‌ی مارکس گفتم بیش از آن‌که واقعی (factual) باشد، داستان‌وار (fictional) و جدا از نشان‌دادنِ نزدیکی‌های ژرفِ این دو، نمکِ ماجراست.

[2] بوردیو، پیر (1390)؛ تمایز (نقدِ اجتماعیِ قضاوت‌های ذوقی)؛ مترجم حسن چاوشیان؛ تهران؛ چاپ اول؛ نشرِ ثالث

[3] انسان آکادمیک (homo academicus) یکی از کتاب‌های جذاب بوردیو، هنوز به فارسی در نیامده است.

[4] سلطه‌ی نرینه (Masculine Domination) که بخشی کوچک از آن توسط رحیم هاشمی با ترجمه‌ای پرغلط به فارسی در آمده است.

[5] بوردیو، پیر (1390)؛ نظریه‌ی کنش، دلایلِ عملی و انتخاب عقلانی؛ مترجم مرتضی مردیها؛ تهران؛ چاپ چهارم؛ نشر نقش و نگار 


منابع ++++++++++++++++++++++++

بون‌ویتز، پاتریس (1390)؛ درس‌هایی از جامعه‌شناسی پی‌یر بوردیو؛ جهانگیر جهانگیری و حسن پورسفیر؛ تهران؛ چاپ اول؛ نشر آگه 




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر